آیه قرآن درباره حجاب

کدام آیه قرآن درباره حجاب است؟

حجاب

دو آیه قرآن به صورت صریح بحث حجاب را مطرح کرده اند. آیه 31 سوره نور و آیه 59 سوره احزاب به طور صریح به این بحث پرداخته اند:

«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[نور/31] و به زنان مؤمن بگو كه چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهاى خود را جز آن مقدار كه پیداست آشكار نكنند و مقنعه ‏هاى خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهاى خود را آشكار نكنند، جز براى شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر برادر خود، یا پسر خواهر خود یا زنان همكیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود كه رغبت به آن ندارند، یا كودكانى كه از شرمگاه زنان بى‏ خبرند. و نیز چنان پاى بر زمین نزنند تا آن زینت كه پنهان كرده‏اند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه كنید، باشد كه رستگار گردید.»

«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لازْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً؛[احزاب/59] اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسرى ‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافكنند، این كار براى اینكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.»

به نظر مى‏ رسد حكم وجوب حجاب در سال ششم هجرت تشریع گردید. شاهد بر آن، آیات سوره نور است كه داستان معروف افك در آن آمده است. در همین زمان بود كه منافقین و اراذل و اوباش در صدد برآمدند با ایجاد شایعه درباره زنان پیامبر (ص) و با درست كردن مزاحمت‏ها راهى براى زنان آزاده به بهانه كنیز انگاشتن آنها قلوب پیامبر(ص) و مسلمانان را جریحه‏دار بكنند. به دنبال این اوضاع و شرایط بود كه خداوند آیات مربوط به پوشش را براى بازگویى به امت نازل فرمود.

البته باید توجه کرد که در اینجا به معنای معروف حجاب پرداخته ایم. و اگر بخواهیم دقیق تر سخن بگوییم باید بگوییم که این آیات پوشش بانوان را مطرح کرده است. و بحث حیاء و عفت، حکم ویژه همسران پیامبر (ص) مبنی بر پرده نشینی، و واجباتی که برای مردان در این زمینه وجود دارد، در آیات دیگر مطرح شده است.
«وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیماً؛[احزاب/53] و هنگامى كه چیزى از وسایل زندگى را (بعنوان عاریت) از آنان [همسران پیامبر] مى‏خواهید از پشت پرده بخواهید این كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید كه این كار نزد خدا بزرگ است.»

«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ؛[نور/30] به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ كنند این براى آنان پاكیزه ‏تر است خداوند از آنچه انجام مى ‏دهید آگاه است!»

برای برآورده شدن حاجات

برای برآورده شدن حاجات چه دعایی بخوانیم و شيوه دعا كردن چگونه است؟

استجابت دعا

در کتاب هاى روایى ما، دعاهاى جالب و ذکرهاى پرمحتوایى آمده که خواندن آنها با توجّه به معانى و محتواى آنها، تأثیر مهمّى در روح و جان انسان مى گذارد و براى حلّ مشکلات مادّى و معنوى بسیار مؤثّر است. علما این روایات را در کتب ادعیه و کتب روایى آورده اند؛ از جمله دعایى است که از امام صادق(علیه السلام) (براى برآورده شدن حاجات) روایت شده است:
«اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاکَ کَاَنّى اَراکَ، وَ اَسْعِدْنى بِتَقْویکَ، وَلاتُشْقِنى
خدایا چنانم کن که از تو بترسم چنانکه گویى تو را مى بینم و خوشبختم کن به پرهیزکاریت و بدبختم مکن
بِنَشْطى لِمَعاصیکَ، وَ خِرْلى فى قَضآئِکَ، وَ بارِکْ لى فى قَدَرِکَ، حَتّى لا
به نشاطم براى نافرمانى هایت و نیک بخواه برایم در قضایت و برکت ده برایم در مقدرت تا دوست
اُحِبَّ تَاْخیرَ ما عَجَّلْتَ، وَلا تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ، وَ اجْعَلْ غِناىَ فى
نداشته باشم دیرآمدن آنچه را شتاب دارى و نه زود آمدن آنچه را تأخیر اندازى و قرار ده بى نیازیم را
نَفْسى، وَ مَتِّعْنى بِسَمْعى وَ بَصَرى، وَ اجْعَلْهُمَا الْوارِثَیْنِ مِنّى، وَانْصُرْنى
در خودم و بهره مندم ساز به گوش و چشمم و قرارشان ده آن دو را وارث من و یاریم کن
عَلى مَنْ ظَلَمَنى، وَاَرِنى فیهِ قُدْرَتَکَ یا رَبِّ، وَ اَقِرَّ بِذلِکَ عَیْنى.
بر هر که به من ستم کند و قدرت خودت را در او به من نشان ده پروردگارا و دیده ام را بدان روشن کن[1]
جهت اطلاع بيشتر ميتوانيد به كتاب «مفاتيح نوين» مراجعه نمائيد.

شیوه دعا كردن و مقدماتی كه در استجابت مؤثر است:
1. معرفت و شناخت؛ نخستین شرط استجابت دعا، شناخت كسی است كه انسان او را می خواند. به همین جهت قرآن در آموزش شیوه دعا كردن می فرماید «اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً؛[2] پروردگارتان را با تضرّع و پنهانى بخوانيد»  یعنی بدانید كسی را كه می خوانید، «رب» شماست، آفرینش، رشد و تعالی و پرورش شما در دست قدرت اوست.
پس بهترین دعا آن است كه با ربوبیت آغاز گردد. نگاهی به شیوه دعا كردن انبیا و اولیای الهی در قرآن نشان می دهد كه آنان دعای خود را با «ربی» یا «ربنا» آغاز می كردند، زیرا این واژه انسان را متوجه می سازد با مبدأیی ارتباط برقرار ساخته است كه از نخستین لحظات وجود تا آخر عمر او و بعد از آن انسان را غرق در الطاف ربوبی خویش می سازد.

2. دعا باید با اخلاص و از صمیم قلب و با حال تضرع و تواضع باشد. تنها با زبان دعا نكند، بلكه روح دعا باید در جان و در تمام ذرات وجود آدمی رسوخ كند.

3. دعا باید در حالت بیم و امید باشد.
نه آن چنان از اعمال خود راضی باشید كه گمان كنید هیچ نقطه تاریكی در زندگی شما نیست و هیچ گناهی مرتكب نشده اید و نه آن چنان مأیوس باشید كه خود را شایستة عفو و بخشش خدا و اجابت دعا ندانید.
از خود راضی بودن و ندیدن عیب های خویش، ضمن این كه جهل مركب و عامل مهمی برای عقب گرد انسانی و سقوط اخلاقی است، باعث می شود كه انسان به جای عیوب خویش، عیب های دیگران را ببیند؛ یعنی به بیماری كه شیطان مبتلا بود «أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ ؛[ص/76] من از آدم بهترم» مبتلا شود.
چنان كه «یأس و نامیدی» هم از دام ها و حربه های شیطان است. شایسته است انسان با دو بال «بیم و امید» حركت كند:«ادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً؛[3] خداوند را با بيم و اميد بخوانيد»

4 – خدا را در پنهانی خواندن، دعا را زودتر به اجابت می رساند «اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً؛[4] پروردگارتان را با تضرّع و پنهانى بخوانيد» دعا در خلوت با تمركز فكر و حضور قلب همراه است و به اخلاص نزدیكتر و از ریا و خودنمایی دور است. به همین جهت دعا در نیمه های شب و در نماز شب، آن هنگام كه همگی در خواب راحت به سر می برند، زودتر مستجاب می گردد. پیامبر اكرم(ص) می فرماید:
«خیر الدعا الخفیّ؛[5] بهترین دعا آن است كه پنهانی (و از روی اخلاص) صورت گیرد».

5 – تطهیر مال و ثروت و خانه و زندگی از مالی كه از راه غصب، ظلم، رشوه، ربا، دزدی، غش در معامله و فریب پیدا كرده یا مالی كه خمس یا زكات و انفاقات آن پرداخت نشده است.

6 – اجتناب از خوردن غذای شبهه ناك و تطهیر لقمه خود و افراد تحت تكفل از حرام.

7 – غفلت از مبارزه با فساد و ترک امر به معروف و نهی از منكر، بی اعتنایی در مقابل فسادهای اخلاقی و اجتماعی و اباحه گری و نادیده گرفته شدن ارزش های دینی، موجب عدم استجابت دعا می گردد. پیامبر اكرم(ص) فرمود: «باید امر به معروف و نهی از منكر كنید. در غیر این صورت خداوند انسان ها شرور ( و كسانی كه تعهداتی دینی و اخلاقی ) بر نیكان شما مسلط می كند و هر چه بكنید، مستجاب نمی شود».[6]

8 – عمل به پیمان های الهی.

كیفیت دعا

1 – دعا باید با حمد و ثنای الهی همراه باشد. خداوند، جهت آموزش شیوه دعا كردن، دعای فرشتگانی را كه حاملان عرش خدا هستند و فرشتگانی كه گرداگرد آن قرار دارند، را توصیف نموده است.«كسانى كه عرش (خدا) را حمل مى‌‏كنند و آنان كه اطراف آن هستند، پروردگارشان را با سپاس و ستايش تسبيح كرده (و به پاكى ياد مى‌‏كنند) و به او ايمان دارند و براى كسانى كه ايمان آورده‌‏اند (از خداوند) آمرزش مى‌‏خواهند (ومى‌‏گويند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته است، پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى كرده‌‏اند بيامرز و آنان را از عذاب دوزخ حفظ كن.»[7]
چنان كه ملاحظه فرمودید؛ دعا را با تسبیح و تحمید خدا و اظهار ایمان به او و با كلمة طیبیه «ربنا» آغاز نمودند و از مقام رحمت و علم بی پایانش كه از صفات جمال و جلال او است، مدد خواستند سپس در حق دیگران دعا نمودند تا خدا دعا را در حق شان مستجاب گرداند.

2 – دعا را با ذكر صلوات بر محمد و آل محمد(ص) بايد شروع نمود، زیرا صلوات درخواست سلام و درود از خداوند برای پیامبر اسلام و اهل بیت طاهرین اوست این دعا قطعا مستجاب است. وقتی در ابتدا و انتهای دعا ذكر صلوات قرار گرفت، خداوند به خاطر اول و آخر دعا، آن چه را كه در وسط قرار گرفته، اجابت خواهد كرد.

3 – تطهیر قلب و روح: از كثافات و كدورت های گناهان، به وسیله اعتراف به گناه و توبه در پیشگاه خداوند.

4 – در پایان، دعا را با تمسك به صفات او به اتمام برسانید، مثلا بگویید، برحمتك یا ارحم الرحمین.

«سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَ اللّهُ اَكبَرُ وَ لا حَوْلَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ؛ منزه است خدا وستايش خاص خدا است ومعبودى جزخدا نيست وخدا بزرگتر ازتوصيف است وهيچ جنبش ونيرويى نيست جز بوسيله خداى والاى بزرگ»( بخشي از دعاى عَشَرات)

برخی موانع استجابت دعا:

1 – گناه:
گناهان سه گونه اثر می گذارند:
الف – توفیق دعا كردن را سلب می كنند.
ب – حالت تضرع و تواضع و توبه و انابه و اشك و گریه را می گیرند و نمی گذارند بنده با حضور قلب، توجه اش به سوی خدا متمركز گردد و مجذوب نفخات رحمانی او شود.
ج – در صورت خواندن دعا، دعایش مستجاب نمی گردد.
علی(ع) می فرماید: «المعصیه تمنع الاجابه[8] با گناه از اجابت دعا جلوگیری می كنند» در دعای كمیل، شبهای جمعه دقت نمایید، آن جا كه می خوانید : « اللهم اغفرلی الذنوب التی تجس الدعا و... خدایا گناهانی كه مانع استجابت دعای من شده اند بیامرز
2 – ترك دعا در هنگام خوشی ها: خداوند به حضرت داود (ع) وحی فرمود: مرا در روزهای خوش و آسایش یاد كن تا من دعای تو را در ایام گرفتاری و سختی اجابت كنم.[9]
3 – نافرمانی و رنجاندن والدین.
4 – تأخیر انداختن نمازهای واجب از اول وقت.
5 – در گفتار، بد زبان بودن.
6 – نسبت به افراد مؤمن سوء ظن داشتن و بد طینت بودن.
7 – با برادران یا خواهران مؤمن، با دو رویی و منافقانه برخورد كردن.
8 – ترحم نكردن به افراد ضعیف...

[1]. کافى، جلد 2، صفحه 577، حدیث 1.
[2]. اعراف،آیه 55.
[3]. اعراف، ایه 56.
[4]. اعراف، آیه 55.
[5]. ناصر مكارم شیرازی و همراهان، تفسیر نمونه، ج5، ص 281.
[6]. سفینة البحار، ج1، ص 9 – 448 .
[7]. غافر، آيه 7.
[8]. غرر الحكم ، ج 1، حدیث شماره 842.
[9]. سید هاشم رسول محلاتی، كیفر گناه ، ص 107

حضرت خضر کیست؟

حضرت خضر کیست؟

حضرت خضر

در قرآن مجید صریحاً نامی از خضر برده نشده است، و از رفیق یا استاد حضرت موسی تنها به عناوینی که بیانگر مقام عبودیت و علم و دانش خاص اوست یاد شده است.
«فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً؛[کهف/65] (در آن جا) بنده‏ اى از بندگان ما را یافتند كه رحمت (و موهبت عظیمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بودیم.»
که در روایات متعددی این مرد عالم بنام «خضر» معرفی شده است، و از بعضی روایات استفاده می شود كه اسم اصلی او «بلیا ابن ملكان» بوده و خضر لقب اوست، زیرا هر كجا گام می نهاده، زمین از قدومش سرسبز می شده است.
این مرد یك دانشمند الهی و مشمول رحمت خاص پروردگار، و مأمور به باطن و نظام تكوینی جهان و آگاه از پاره ای از اسرار بوده ، و از یك جهت معلم موسی بن عمران بوده است، هر چند حضرت موسی درپاره ای از جهات بر او مقدم بوده است.

و در اینكه او پیامبر بوده است یا نه، روایات متفاوتی داریم:
درجلد اول اصول كافی روایات متعددی نقل شده است كه دلالت بر این دارند كه این مرد عالم، پیامبر نبود، بلكه دانشمندی همچون «ذوالقرنین» و «آصف بن برخیا» بوده است.
در حالی كه از پاره ای دیگر از روایات استفاده می شود از جمله شیخ صدوق(رحمة الله علیه) از امام صادق علیه السلام نقل كرده، آن حضرت فرمود: «خضر از پیغمبران مرسل بود كه خداوند او را به سوی قوم خود مبعوث فرمود و او مردم را به توحیدخداوند و اقرار به پیغمبران و كتابهایی كه بر آنها نازل شده بود دعوت كرد، و معجزه اش این بود كه بر هیچ چوب خشك یا زمین بی علفی نمی نشست، جز آنكه چون برمی خاست، سرسبز می گردید و به همین سبب او را خضر گفتند.»[1]

و مطالبی درباره نوشیدن آب حیات توسط خضر (ع) بیان شده است که خضر از آب حیات نوشید و برای همیشه زنده است. از جمله ابن فضّال از امام رضا(ع) نقل می‏كند كه حضرت فرمود: «خضر از آب حیات آشامید. او زنده است و نمی‏میرد تا در صور دمیده شود».[2] مشابه این روایت از حضرت در جایی دیگر از بحارالأنوار نقل شده است.[3]

مرحوم علامه مجلسی از حضرت امام رضا(ع) روایت كرده است‌: «حضرت خضر از آب حیات خورد و او زنده خواهد ماند تا در صور بدمند و همه زندگان بمیرند، و می‌آید به نزد ما و بر ما سلام می‌كند و ما صدای او را می‌شنویم و او را نمی‌بینیم‌، و هر جا كه نام او مذكور شود، اودر آن جا حاضر می‌شود، پس هر كه او را یاد كند، بر او سلام كند، و در هر موسم حج در مكه حاضر می‌شود و حج می‌كند و در عرفات وقوف می‌كند و برای دعای مؤمنین آمین می‌گوید. زود باشد كه حق تعالی خضر را مونس قائم آل محمدـ صلوات اللّه علیهم ـ گرداند در وقتی كه آن حضرت از مردم غایب گردد، و در تنهایی رفیق آن حضرت باشد.»[4] از این روایت استفاده می‌شود كه یكی از حكمت‌های عمر طولانی حضرت خضر خدمت‌گذاری به پیامبران‌، مومنان و بالاخص حضرات اهل‌بیت(ع) و خدمت ویژه به حضرت حجت‌(ع)است‌.

علامه طباطبایی درباره این احادیث می‏فرماید: در روایاتی كه از شیعه و سنّی رسیده، آمده است خضر از آب حیات كه در ظلمات می‏باشد، نوشیده است، چه وی در طلیعه لشگر ذوالقرنین كه در طلب آب حیات بود، قرار داشت. خضر به آن رسید و ذوالقرنین نرسید. این روایات و امثال آن، روایات آحادی(خبرهای واحد) است كه یقین به صدورش نداریم و از قرآن كریم و سنت و عقل، دلیلی بر توجیه و تصحیح آن نداریم.[5]

[1]. تاریخ انبیاء/سیدهاشم رسولی محلاتی/ص474.
[2]. الخرائج و الجرائح، ج‏3، ص: 1174.
[3]. بحارالأنوار ، ج 52، ص 152.
[4]. تاریخ پیامبران‌، حیوة القلوب‌(1)، محمد باقر مجلسی‌، تحقیق سید علی امامیان‌، ح 1، ص 764، انتشارات سرور، چ سوم‌، قم 1378 ش‌، به نقل از كمال الدین تمام النعمه تا ص 390.
[5]. ترجمه تفسیر المیزان، ج 13، ص 598 با تلخیص.

بهترین راه برای فراموش کردن یک مقطع زمانی از زندگی با همه خاطرات خوب و بد چیست؟

بهترین راه برای فراموش کردن یک مقطع زمانی از زندگی با همه خاطرات خوب و بد چیست؟


ابتدا بهتر بود علت و دلیل فراموش کردن یک مقطع زمانی از زندگی خود را مطرح می کردید و اثراتی که در خاطر و ذهن و بطور کلی سیستم روانی شما داشته را توضیح می دادید. به طور کلی خاطراتی که در ذهن ثبت شده است چه شیرین و تلخ منشأ بسیاری رفتارهای آینده می شود در بعضی مواقع این خاطرات بسیار مفید و سبب حفظ جان افراد می شوند.
بسیاری از خاطرات دوران کودکی منشأ رفتارهای دوره های بعدی هستند که بصورت ناهشیار در شخصیت انسان وجود دارند. چه بسا پدر و مادر هایی که به دلیل خاطرات گذشته رفتارهای خوبی با خود و فرزندانشان ندارند و خود نیز نمی دانند که به دلیل آسیب های دوران کودکی است.

چند راه برای فراموش کردن خاطرات:

1. دیدن نقاط مثبت آن .....

ادامه نوشته

تقریرات



چه غریب ماندی ای دل
نه غمی نه غمگساری
نــه بــه انـتـظـــار یــاری
نــــه ز یـــار انـتــظــاری
غــم اگر بـه کـوه گـویـم
بــگـریــزد و بــریـــــــزد
کــه دگــر بــدیـن گــرانـی
نـتـوان کشیــد بــاری
سحرم کشیده خنجر که
چرا شبت نکشته‌ست
تــو بـکــش که تا نیفـتـد
دگـرم بـه شـب گـذاری
نه چنان شکسـت پشتـم
که دوبـاره سـر بـرآرم
منـم آن درخـت پیـری که
نـداشـت بـرگ و بـاری

اســم اعظــم خداونــد


اســم اعظــم خداونــد

« این پست برای تفکر و تدبر در اسماء خداوند تهیه شده است»

  اسم اعظم چیست ؟ کیست ؟ و دانستنش به چه کاری آید ؟ و چرا اینقدر در موردش می نویسند ، گقته اند : منظور از اسم اعظم ، فهم و داشتن درک عمیق از اسماء مقدس الهی است ، نه آن درک و حالت ساده ای که انسان عادی از حضرت حق دارد ، بلکه به معنای ......

ادامه نوشته