قدرت انديشه
قدرت انديشه
*ساعت 4 صبح فردا مأمور اف.بي.آی و افسران پليس محلي در مزرعه پدر حاضر شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند . پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند؟*
*پسرش پاسخ داد : "پدر! برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که مي توانستم از زندان برايت انجام بدهم".*
*نکته:*
*در دنيا هيچ بن بستي نيست. يا راهي خواهيم يافت و يا راهي خواهيم ساخت.*
* پيرمردي تنها در يکی از روستاهای آمريکا زندگي مي کرد . او مي خواست
مزرعه سيب زميني اش را شخم بزند اما اين کار
خيلي سختي بود. تنها پسرش بود که مي توانست به او کمک کند که او هم در
زندان بود
پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح
داد :
"پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب
زميني
بکارم . من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت
هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي
پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد . من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدی
دوستدار تو پدر".*
*ساعت 4 صبح فردا مأمور اف.بي.آی و افسران پليس محلي در مزرعه پدر حاضر شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند . پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند؟*
*پسرش پاسخ داد : "پدر! برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که مي توانستم از زندان برايت انجام بدهم".*
*نکته:*
*در دنيا هيچ بن بستي نيست. يا راهي خواهيم يافت و يا راهي خواهيم ساخت.*
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22:40 توسط محمودپور
|
شعارما غدیریون همین است علی (ع)فقط امیر المومنین است.